پس از آنکه فشارهای نظامی و سیاسی نتوانست به هدف اصلی خود یعنی تضعیف ایران منجر شود، اکنون به نظر میرسد پروژه تازهای برای ایجاد شکاف در داخل کشور کلید خورده است. انتشار شایعاتی درباره استعفای رئیسجمهور و القای اختلاف در سطوح مدیریتی توسط رسانه اینترنشنال را میتوان بخشی از تلاش برای فاصله انداختن میان مردم و حاکمیت و خدشهدار کردن انسجامی دانست که در روزهای دشوار جنگ و بحران به یکی از مهمترین سرمایههای کشور تبدیل شد.
به گزارش ایرنا، در شرایطی که کشور هنوز در حال عبور از پیامدهای جنگ اخیر و مدیریت فضای پس از آن است، انتشار شایعه استعفای مسعود پزشکیان را نمیتوان صرفاً یک خبر نادرست یا یک گمانهزنی رسانهای از سوی بوقچی فارسی زبان رژیم صهیونیستی (اینترنشنال) تلقی کرد. این شایعه در بستری منتشر شده که جنگ نظامی جای خود را به جنگ روایتها داده و هدف اصلی آن نه اطلاعرسانی، بلکه ایجاد تردید و شکاف نسبت به ثبات سیاسی کشور و شکستن انسجام ملی است.
روز گذشته، تلویزیون اینترنشنال که سابقه فعالیت و تامین منابع مالی آن کاملا هویدا است، مدعی شد که مسعود پزشکیان، رئیسجمهور با ارسال نامهای به دفتر رهبر انقلاب خواستار کنارهگیری از مسئولیت خود شده است. ادعایی که ساعاتی بعد با واکنش صریح نهاد ریاست جمهوری و مقامات دولتی مواجه و تکذیب شد.
در اولین واکنش، الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت، تأکید کرد که رئیسجمهور با تمام توان مشغول پیگیری امور کشور است و شایعه استعفا هیچ نسبتی با واقعیت ندارد. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت نیز اعلام کرد دولت پزشکیان همانگونه که در روزهای سخت کنار مردم ایستاد، امروز نیز برای حل مشکلات کشور در میدان حضور دارد.
اما آنچه اهمیت بیشتری از اصل شایعه دارد، زمانبندی انتشار آن است.
جنگ روانی با القای بیثباتی در ساختار سیاسی ایران
در ماههای گذشته مخالفان و دشمنان ایران تلاش کردند علاوه بر حمله نظامی به ایران، از مسیر فشارهای امنیتی، عملیات روانی و جنگ رسانهای به اهداف خود دست پیدا کنند. با این حال، انسجام اجتماعی و حفظ ثبات داخلی کشور و حضور بیش از ۹۰ شب مردم در خیابانهای ایران، موجب شد این اهداف محقق نشود.
اما در شرایطی که فضای منطقه به سمت تقویت مسیرهای دیپلماتیک بین ایران و آمریکا حرکت کرده، پروژه جدیدی در دستور کار قرار گرفته است؛ القای بیثباتی در ساختار سیاسی ایران.
شایعه استعفای رئیسجمهور دقیقاً در چنین چارچوبی قابل ارزیابی است. طراحان این روایت تلاش میکنند این تصویر را القا کنند که میان نهادهای مختلف کشور شکاف ایجاد شده یا دولت توان ادامه مسیر را ندارد؛ در حالی که مواضع رسمی دولت و شخص رئیسجمهور خلاف این ادعا را نشان میدهد.
پزشکیان در هفتههای اخیر بارها بر ضرورت ایستادگی در برابر مشکلات تأکید کرده است. او روز گذشته در جلسه هیئت دولت صراحتاً اعلام کرد: در صحنه هستم و آماده هرگونه اتفاق هستم. یا با قدرت ادامه میدهم یا شهید میشوم. سخنانی که بیش از هر چیز نشاندهنده تأکید وی بر تداوم مسئولیت و حضور در میدان اداره کشور است.
از سوی دیگر، بررسی شخصیت سیاسی پزشکیان نیز با روایت استعفا سازگاری ندارد. او طی سالهای فعالیت سیاسی خود کمتر وارد بازیهای رسانهای و نمایشهای سیاسی شده و همواره تلاش کرده مسئولیتپذیری را بر منافع شخصی و ملاحظات سیاسی ترجیح دهد.همین ویژگی سبب شده حتی نزدیکترین همکارانش نیز ادعای کنارهگیری او را با شناختی که از منش سیاسی رئیسجمهور دارند ناسازگار بدانند.
عقبنشینی نمیکنیم
روزبه کردونی، مشاور وزیر میراث فرهنگی، در واکنش به این شایعه تأکید کرد که پزشکیان در روزهای دشوار جنگ، فشار و تهدید، نه میدان را ترک کرد و نه تلاش کرد خود را به محور روایتها تبدیل کند. او مسئولیت خود را در حفظ آرامش جامعه، تداوم اداره کشور و جلوگیری از شکاف داخلی تعریف کرده بود؛ رویکردی که با ادعای استعفا در تضاد کامل قرار دارد.
هم زمان زهرا بهروزآذر، معاون رئیسجمهور در امور زنان و خانواده نیز پس از دیدار با پزشکیان اعلام کرد که رئیسجمهور «محکمتر و مصممتر از همیشه» پیگیر مطالبات مردم و مسیر پیشرفت کشور است و ذرهای از این مسیر عقبنشینی نخواهد کرد.
واقعیت آن است که در شرایط پساجنگی، مهمترین سرمایه کشور انسجام ملی و اعتماد عمومی است و هرگونه تلاش برای القای اختلاف، بیثباتی یا فروپاشی مدیریتی را باید در چارچوب جنگ روانی تحلیل کرد؛ جنگی که هدف آن تضعیف سرمایه اجتماعی و ایجاد ناامیدی در جامعه است.
تجربه سالهای گذشته نشان داده هر زمان فشارهای بیرونی به نتیجه مورد انتظار طراحان آن نرسیده، عملیات رسانهای و شایعهسازی با شدت بیشتری دنبال شده است.امروز نیز به نظر میرسد شایعه استعفای رئیسجمهور بیش از آنکه یک خبر باشد، بخشی از یک پروژه برای ضربه زدن به وحدت ملی و ایجاد فاصله میان مردم و حاکمیت است.
با این حال واکنش سریع نهادهای رسمی، مواضع صریح شخص رئیسجمهور و همراهی افکار عمومی نشان میدهد که این پروژه نیز همانند بسیاری از عملیاتهای روانی گذشته، راه دشواری برای اثرگذاری بر جامعه ایران در پیش خواهد داشت.




دیدگاهتان را بنویسید