دستیار و مشاور عالی فرمانده کل قوا گفت: اگر آمریکاییها جنگ جدیدی را آغاز کنند، ممکن است صحنه (جبهه) جدیدی با محوریت دریای سرخ و تنگه بابالمندب در مقابل چشمان آنها باز شود. آیا آنان آماده هستند که در این جبهه وارد نبرد شوند؟ این سوالی است که باید بیشتر به آن توجه کنند.
به گزارش دفاع پرس، صفوی» دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا، و رئیس پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس شهید قاسم سلیمانی در گفت و گویی به بیان نکات مهمی درباره جنگ رمضان، احتمال وقوع جنگ میان ایران و آمریکا، جنگ یمن و … پرداخته است.
مشروح این گفت و گو را می خوانید:
*با توجه به اینکه دو جنگ اخیر تنها یک نبرد نظامی نبود و بهصورت همزمان در عرصه رسانهای نیز میان جبهه ایران و جبهه غرب جریان داشت، ارزیابی شما از عملکرد رسانههای داخلی در این جنگها چیست و این تقابل رسانهای چه تأثیری بر روایت جهانی از ایران، افکار عمومی منطقه و تغییر نگاه مردم جهان نسبت به کشورمان داشت؟
هفته دفاع مقدس را که یادآور رشادتها و مجاهدتهای شهدای والامقام است را تبریک عرض میکنم و از همه رسانههای داخلی، بهویژه خبرگزاری دفاع مقدس که در دو جنگ تحمیلی اخیر با هوشمندی و دقت بالا رسالت خبررسانی را انجام دادند، تشکر میکنم.
دو جنگ اخیر صرفاً یک جنگ نظامی نبود، بلکه یک جنگ رسانهای میان جبهه ایران و جبهه غرب به سردمداری آمریکا بود. رسانههای ایرانی با پیشدستی توانستند، راوی اول باشند و جبهه رسانهای دشمن را شکست دهند. در جنگ اخیر رسانههای داخلی اخبار را صادقانه و با سرعت روایت میکردند و کار دشمن را در میدان اطلاعرسانی سخت کرده بودند.
راهبرد رسانهای غرب علیه ایران «یک بازی پیچیده رسانهای» است؛ دشمن از این راهبرد برای اطلاعرسانی جهتدار و جنگ روانی استفاده میکرد. رسانههای خارجی تلاش میکردند، این جنگ را مشروع جلوه دهند؛ یا آن را یک اقدام پیشدستانه برای دفاع در برابر قدرت اتمی ایران وانمود کنند. همچنین رسانههای غربی و برخی رسانههای فارسیزبان با سانسور شدید، بهعنوان بازوی اطلاعرسانی غرب عمل میکردند. برخی رسانههای فارسیزبان همچون اینترنشنال حتی با کمک به ارتش اسرائیل، نقش بازوی اطلاعاتی رژیم صهیونیستی را ایفا میکردند و خسارات واردشده به این رژیم را سانسور میکردند.
خبرگزاری دفاع مقدس و رسانههای داخلی همچون صداوسیما با سرعت و پیشدستی، انحصار رسانهای آمریکا را شکستند و اخبار را با دقت و سرعت انعکاس دادند. رسانههای داخلی با انتشار فوری ضربات موشکی ایران و ضربات کوبنده ایران در دریا و همچنین تبیین دستاوردهای جنگ، نقش مهمی در تقابل رسانهای با دشمن ایفا کردند.
روایتهای دقیق رسانههای ایرانی از جنگ، تبیین کلیدواژههای صلحطلبی، معرفی ایران بهعنوان طرف دفاعکننده و توضیح مفهوم دفاع مشروع، از مهمترین ویژگیهای رسانههای داخلی در تبیین دستاوردهای جنگ بود. ما جنگ را آغاز نکردیم؛ این دشمن بود که جنگ را بر ما تحمیل کرد. روایت مظلومیت ایران، همدلی بینالمللی با کشور و افشای جنایت دشمن در فاجعه میناب، همگی موجب محکومیت دشمنان ملت ایران شد.
رسانههایی همچون خبرگزاری دفاع مقدس «سربازان و سرداران جبهه نبرد» هستند این رسانهها مظلومیت ایران را در انعکاس اخبار جنگ و جنایات آمریکا از حمله به بیمارستانها و پلها تا مراکز غیرنظامی و حتی مراکز خبری به اطلاع مردم جهان رساندند. تبیین جبهه مقاومت، افزایش تابآوری ملی و در دست گرفتن روایت پیروزی، ویژگیهایی است که رسانههای داخلی را بهعنوان رسانههای پیروز معرفی میکند.
این جنگ نشان داد که موشکها و پهپادها نیز در روایت رسانهای نقشآفرین هستند؛ اما دشمن با استفاده از هوش مصنوعی و جعل واقعیتها تلاش میکند برای خود روایت پیروزی بسازد.
جنگ رمضان نگاه مردم جهان را نسبت به ایران تغییر داد. حتی در جنگ غزه، بخشی از مردم اروپا که پیشتر طرفدار رژیم صهیونیستی بودند، از مواضع خود بازگشتند. افکار ۶ تا ۷ میلیون ایرانی خارج از کشور نیز نسبت به ایران تغییر کرد و بسیاری از آنان به دفاع از کشور پرداختند.
متاسفانه برخی رسانه ملی ایران را مورد هجوم قرار میدهند! پیام من این است که مسئولین خبرگزاریهای داخلی همچون خبرگزاری دفاع مقدس را تقویت کنند؛ همانگونه که برای یک موشک کروز یا بالستیک هزینه میکنیم، اگر برای رسانه نیز هزینه کنیم، همان میزان تأثیرگذاری را خواهد داشت.
خبرنگاری و عکاسی خبری کار پرجسارتی است و اینکه شما و تیمتان در اثنای جنگ برای تهیه خبر و عکس اقدام میکنید، بسیار جسارت میخواهد و من از شما سپاسگزارم. جنگ واقعاً پیچیده بود و خدا رحمت کند مقام معظم رهبری را که در این جنگ با جمعی از خانواده به شهادت رسیدند و با شهادت ایشان، مردم مبعوث شدند.
*با توجه به دو جنگ اخیر و نقشآفرینی مؤثر ایران در صحنه میدانی و رسانهای، ارزیابی شما از تغییر نگاه کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی نسبت به جایگاه ایران در معماری نظم امنیتی جدید چیست و این تحولات چه جایگاهی برای مفهوم جنگ در معادلات منطقهای ایجاد کرده است؟
بدون تردید ترتیبات امنیتی خلیج فارس و غرب آسیا با محوریت ایران شکل خواهد گرفت و هیچ ترتیبات امنیتی جدیدی بدون ایران اصلاً معنا نخواهد داشت و عملیاتی نخواهد شد؛ در حقیقت، این ایران است که با مشارکت کشورهای منطقه از جمله کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس و سایر کشورها میتواند امنیت پایدار و پیشرفت را در منطقه برای سالهای سال شکل دهد.
بدون تردید آن استراتژی آمریکاییها که میخواستند یک منطقه را به صهیونیستها بسپارند و صهیونها، (به زعم غربیها) خاورمیانه جدید یا خاورمیانه بزرگ را شکل دهند، با شکست مواجه شده است؛ حتی برخی از این کشورهای عربی از جمله قطر و سایر کشورها احساس کردند که اسرائیل برای آنها بسیار خطرناک است. ترتیبات امنیتی و آینده منطقه، با مشارکت کشورهای منطقه و ایران و البته بدون حضور بیگانگان شکل خواهد گرفت؛ همچنین ایران در این ترتیبات امنیتی تأثیرگذار خواهد بود.
به دلیل اینکه اطلاعات راهبردی نداریم، نمیتوانیم متوجه شویم که در مغز «ترامپ» و «نتانیاهو» چه میگذرد؛ بنابراین نیروهای مسلح ما بسیار هوشمندانه سناریوپردازی میکنند؛ لذا برای بدترین سناریوها هم طرحهای خودشان را آماده کردهاند تا اگر به هر شکلی آمریکاییها و صهیونیستها مجدداً مراکز و منافع ملی ما را مورد هجوم قرار دادند، این دفعه هم جبهه جنگ گستردهتر شود. حالا که از خلیج فارس و تنگه هرمز به دریای سرخ گسترش پیدا کرده، ممکن است در پاسخگویی در مرحله بعدی جنگ احتمالی (با ایالات متحده آمریکا) این جبهه گستردهتر شود و تا اقیانوس هند و یا جاهای دیگر هم گسترش پیدا کند.
* تابآوری ملت بزرگ ایران را در مقابل دشمن چگونه ارزیابی میکنید؟
امروز همه نیروهای مسلح ما اعم از ستاد کل نیروهای مسلح، قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا (ص)، ارتش مقتدر و سپاه قدرتمند ما محکم در میدان حضور دارند. همین روز جمعه گذشته، شاهد بودیم که ۳۱۳ هزار نفر بسیجیهای قدرتمند در تهران ثبتنام و رزمایش برگزار کردند؛ همچنین در همین جنبش جانفدا بیش از ۳۰ میلیون نفر ثبتنام کردند و این نشان میدهد که یک قدرت موزاییکی و یک مقاومت ملی (در بین توده مردم) وجود دارد. در زمان فرماندهی خودم (در جایگاه فرمانده کل سپاه) جنگهای نامتقارن را بر اساس «دفاع موزاییکی» طرحریزی کردیم تا در صورت تهدید، در هر شهر و روستا بهصورت موزاییکی برای دفاع از کشور در برابر حملات دشمن خارجی اقدام شود؛ البته آن دفاع، دفاع زمینی بود و تلاش میکنیم تا بتوانیم در بخش دریایی و هوایی هم این مقاومت را شکل دهیم.
تصورم این است که اگر آمریکاییها عاقلانه بیندیشند، پیشنهادات ایران را قبول خواهند کرد. اگرچه همواره ما به آمریکاییها و اسرائیلیها با چشم عدم اعتماد نگاه میکنیم؛ چرا که آمریکاییها بسیار فریبکارند. اصل کار آنها غافلگیری، فریبکاری و حیلهگری است. با این حال، دولتمردان، شورای عالی امنیت ملی و نیروهای مسلح ما در کمال هوشیاری هستند.
ما اشراف اطلاعاتی بسیار خوبی داریم و آمریکاییها را کاملاً از دریای مدیترانه تا دریای سرخ و اقیانوس هند رصد میکنیم؛ میدانیم که ناوهایشان، هواپیماهایشان و نیروهایشان کجاست و کاملاً (برای نبرد) آمادهایم؛ البته ایران بهدنبال صلح و امنیت پایدار است. ایران جنگطلب نیست؛ ما یک ملت صلحطلب هستیم؛ اما اگر جنگی را بر ما تحمیل کردند، مقابل متجاوزان میایستیم. ملت، دولت و رهبر انقلاب اسلامی «حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای» تجربه جنگ را دارند و رهبر عزیزمان در دفاع مقدس هشتساله شرکت داشتهاند. من ایشان را زمانی که ۱۶ یا ۱۷ سال سن داشتند، حداقل سه بار در جبهههای مختلف نبرد حق علیه باطل دیدهام. ایشان بهعنوان کسی که جنگ را لمس کرده، بیش از سه دهه در محضر رهبر شهید انقلاب بوده، آموزشهای نظامی کافی دیده و به امورات جنگ آگاه است.
من در زمان فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ۱۰ سال هم خدمت حضرت آقا (حضرت سید مجتبی خامنهای) میرسیدم و با ایشان در امورات مختلف و نحوه مدیریت سپاه مشورت میکردم. ما از یک رهبر شجاع، رهبر مردمدار و رهبری که واقعاً به دفاع مردمپایه بیش از همه اهمیت میدهد، برخورداریم. ما رهبری شجاع، ملتی مقاوم و دولتی خدمتگزار داریم و از آمادگی رزمی کافی برای مواجهه با دشمن برخورداریم؛ البته امیدواریم که جنگ جدیدی رخ ندهد و بهدنبال این هستیم که سایه جنگ را از سر کشورمان بیرون کنیم تا ملت ما آرامش داشته باشد و دولت بتواند مشکلات مردم را حل کند؛ اما اگر جنگی بر ما تحمیل شد، آماده دفاع همهجانبه هستیم.
جنگ، نبرد تابآوری و جنگ ارادههاست؛ مثلاً نرخ رشد هزینههای زندگی در آمریکا، تابآوری اقتصادی مردم آن کشور را تحت تأثیر قرار داده است؛ لذا فقط بحث بنزین و گازوئیل نیست و همه چیز در آمریکا گران شده است؛ همانطور که در ایران هم همه چیز گران شده است؛ بر این اساس، باید دید که کدامیک از طرفین میتواند در مقابل این بالا رفتن نرخها مقاومت کند. تاکنون که عملکرد و تابآوری ملی ما مناسب بوده است؛ البته دولت باید کنترل و نظارت داشته باشد؛ اما در بحث جنگ و دفاع، نشان دادیم که در دوران دفاع مقدس، ملت ایران یک ملت مقاوم است. این مقاومت به ما نشان داد که چون به این ایدئولوژی اعتقاد داریم، لذا میدانیم که شهادت مردن نیست، بلکه زندگی است. این جنگ، مقاومت ملی و جنگ ارادههاست و این موضوعی است که آمریکاییها از آن بهرهمند نیستند.
ما برای دفاع از خودمان میجنگیم. آنها برای چه میجنگند؟ آمریکاییها اعلام کردند که به هیچیک از اهداف خود نرسیدند. تنگه هرمز را نتوانستند باز کنند، ایران را نتوانستند تسلیم کنند، نیروهای مسلح ایران و همچنین انرژی هستهای صلحآمیز ایران را نیز نتوانستند از بین ببرند و به هیچ هدفی در حمله به ایران نرسیدند؛ بنابراین احتمال شکست ترامپ را هم در همین انتخابات آینده میدهیم. با این حال، نباید نسبت به دشمن، سادهاندیش باشیم و باید مطابق این شعر معروف اقدام کنیم که «برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی؛ که در نظام طبیعت، ضعیف پامال است».
قدرتسازی درونی به این معناست که کشورمان مقتدر و مردم از حکومت و زندگی خویش راضی و نیروهای مسلح کشور آماده باشند. اکنون نیروهای مسلح ما آماده هستند و قدرتمندانه در مقابل هر تحرک دشمن با هوشمندی و هوشیاری ایستادهاند. امیدواریم که آمریکاییها مجدداً مرتکب خطا نشوند، زیرا در غیر اینصورت بسیار سختتر از قبل به آنان پاسخ میدهیم و از کرده خود، پشیمان خواهند شد.
*سازوکار مدیریت ایران بر تنگه هرمز چگونه است و آیا وضعیت این تنگه راهبردی به شکل سابق بازخواهد گشت؟
ایران برای همیشه این تنگه و آبراه بینالمللی را کنترل و مدیریت خواهد کرد. ما از نظر حقوق بینالملل در زمینه تردد در تنگه هرمز با کشور عمان به سازوکاری رسیدیم؛ اما آمریکاییها در این زمینه کارشکنی میکنند. در حقوق بینالملل، موضوعی با عنوان «عبور بیضرر» مطرح شده است که بر اساس آن، اگر دولتهای ساحلی احساس کنند که برخی شناورها، کشتیهای دشمن هستند و یا حتی آلودگی برای محیط زیست ایجاد میکنند، میتوانند مانع از عبور آن کشتیها شوند.
بخش زیادی از صادرات نفت ما از طریق دریاست و دشمنان با محاصره دریایی، میخواهند ما را در تنگنا قرار دهند. ما هم باید کنترل و مدیریت هوشمند تنگه هرمز را به دست داشته باشیم و این موضوع ضروری است. ما اجازه میدهیم که کشتیهای خیلی از کشورها مثلاً جمهوری خلق چین آزادانه از تنگه هرمز تردد کنند؛ اما اجازه عبور کشتیهای دشمن را نمیدهیم. این حق ایران است که امنیت تنگهای را که متعلق به خودش است، برقرار کند.
امید است با اهرم فشاری که در دست داریم، بتوانیم تحریم و محاصره دریایی را برداریم و فشار بر رژیم صهیونیستی را برای خاتمه جنگ در لبنان افزایش دهیم؛ زیرا هماکنون اسرائیل تلاش میکند تا جنوب لبنان را با خاک یکسان کند و لذا باید در مقابل دشمن ایستاد.
اگر آمریکاییها به هفت بند پیشنهادی ایران عمل کنند، تصورم این است که مسئولین رده بالای جمهوری اسلامی ایران میتوانند سازوکارهای رفت و آمد کشتیها را در تنگه هرمز به شکلی دیگر مورد بررسی قرار دهند.
*در مورد یمنیها چطور؟ اوضاع یمن را هماکنون چگونه ارزیابی میکنید؟
دشمنان، یمنیها را نمیشناسند؛ اولاً یمن یک تاریخ تمدن چند هزار ساله دارد و تنها یک سرزمین نیست؛ همچنین این کشور بیش از ۵۰۰ هزار کیلومتر وسعت دارد و بخش بزرگی از این مساحت پهناور دشت است.
بیش از ۱۰۰ سال است که یمنیها در مقابل هر نیروی مهاجمی که میخواست به نوعی به تمامیت ارضی آنها دستدرازی کند، ایستادند؛ همچنانکه انگلیس و مصر تلاش کردند تا یمن را تصاحب کنند، اما نتوانستند به اهداف خود برسند؛ برای مثال، «جمال عبدالناصر» رئیسجمهور مصر با بیش از ۶۰ هزار نیروی نظامی به یمن حمله کرد و بخش بزرگی از نیروهایش را از دست داد؛ به این دلیل که یمنیها همه نیروهای مهاجم را کشتند.
لازم است توضیح بدهم که در زمان پیروزی انقلاب اسلامی، پدر «سید عبدالملک بدرالدین حوثی» با برادر ایشان «حسین الحوثی» در قم مستقر شدند و سه چهار ماه در قم زندگی کردند و راه و رسم زندگی امام خمینی رحمه الله علیه را الگوی خود قرار دادند. وقتی که «بدرالدین حوثی» به یمن بازگشت، به توسعه حوزههای علمیه و رسیدگی به امورات جاری مردم مشغول شد. وی سپس آرام آرام جنبش انصارالله را تشکیل داد و این جنبش هماکنون بهطور کامل بر تنگه بابالمندب مسلط شده و به دریای سرخ اشراف دارد.
جنبش انصارالله، خود دارای اهداف و استراتژی است و خودشان در زمینه تولید سلاح به پیشرفتهای بسیار خوبی دست یافتهاند. من فکر میکنم که پیوند خلیج فارس و دریای سرخ، تنگه هرمز و تنگه بابالمندب صحنه جنگ را تغییر خواهد داد.
همینجا باید اعلام کنم که اگر آمریکاییها جنگ جدیدی را آغاز کنند، ممکن است صحنه (جبهه) جدیدی با محوریت دریای سرخ و تنگه بابالمندب در مقابل چشمان آنها باز شود. آیا آنان آماده هستند که در این جبهه وارد نبرد شوند؟ این سوالی است که باید بیشتر به آن توجه کنند.
در هر حال ما از یمنیها دفاع میکنیم، یمنیها از ایران دفاع میکنند و سرنوشت ایران و یمن سرنوشت مشترکی است؛ هم در رابطه با منافع مشترک، هم تهدیدات مشترک. در حقیقت تهدید یمن، تهدید ایران است و دو کشور منافع مشترک دارند.
امیدوارم که یمنیها (در جنگ با دشمن سعودی) پیروز شوند، و بتوانند باقی سرزمین خود را پس بگیرند؛ چراکه عربستان سعودی بخشی از خاک یمن را که مناطق نفتخیزی هم هست، تحت اشغال دارد و امید است که انصارالله بتواند خاک اشغالشده خود را از سعودیها پس بگیرد.





دیدگاهتان را بنویسید