روزنامه اطلاعات نوشت: یکی از همکارانم مصاحبهای با یکی از مدیران انجام داده، اما فراموش کرده بود در گزارش خود قید کند که آن آقا مدیر کدام بخش است. خیال کردم «عالیجناب گوگل» قطعا پاسخ را در آستین دارد و میتواند کمکم کند.
دکمه جستجو را زدم و چندین نتیجه حاصل شد که هریک، اطلاعات متفاوتی داشت. آن آقا در دورههای مختلف، سمتهای مختلفی داشت. بدتر سردرگم شدم و به ناچار، پیگیری موضوع را به همکار خبرنگارمان سپردم.
من در درس فیزیک آموخته بودم که طبق اصل پایستگی انرژی، «انرژی نه به وجود میآید و نه از بین میرود بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشود» و از ماجرای آقای شهردار منطقه، یک بار دیگر به این نتیجه رسیدم که در کشور ما مسئولان هم کنار گذاشته نمیشوند، تنها از سِمتی به سمت دیگر، تغییر صندلی میدهند. خیلی از آنها «بهوجود نمیآیند»، بلکه ناگهان سر برمیآورند.
یادم هست چند سال پیش گزارشی از شهردار یکی از شهرهای بزرگ دنیا خوانده بودم که چگونه کار خود را با رفتگری آغاز کرد و پلهپله بالا آمد و همه سِمتهای پایینتر را تجربه کرد تا به شهرداری رسید؛ این یعنی مراتب «بهوجود آمدن» یک مقام مسئول. اما اگر کسی یکشبه، نه به دلیل شایستگی و پیشرفت تدریجی، بلکه به دلیل برخورداری از رانت و پارتی و آشنایان قدرتمند، ناگهان مدیرکل سازمانی عریض و طویل شود، در جایگاهی متناسب با توانمندیهای خود قرار نگرفته و طبیعی است که نتواند در آن جایگاه، مفید واقع شود.
اگر برای سالیان متوالی، پستها و جایگاههای مهم، میان عدهای محدود، دستبهدست و «صندلی بهصندلی» شود، نمیتوان انتظار تغییر و بهبود شرایط کشور را داشت. اگر یک نفر بدون تجربه جایگاههای پایینتر، از ابتدا بر صدر بنشیند، درکی از وضعیت نیروهای زیردست خود پیدا نخواهد کرد. تا وقتی نیروهای جوان و تازهنفس وارد میدان نشوند، خبری هم از خلاقیت و خون تازه برای رگهای اقتصاد و اجتماع نخواهد بود.
اگر مدت انتصاب افراد به پستهای دولتی، محدود و تصدی همزمان چند پست توسط یک نفر به جدّ ممنوع باشد و صندلیها اگر به اختیار نشد، به اجبار از افراد نالایق پس گرفته شوند، مسئولان بالادست، از میان کارمندان باتجربه و کارآمد میانی انتخاب شوند و نظارت بر روند عزل و نصبها جدیتر دنبال شود، شاید شاهد تغییر شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، آنگونه که درخور ملت بزرگ ایران است باشیم.

نشست





دیدگاهتان را بنویسید